من یک رعیت عادی بودم مثال باقی مردمان، اندک نانی داشتیم و روزگارمان با تعادلی لرزان سپری میشد چونانکه دیگران. تا اینکه توپی شوت شد و تاج شاهی را با جبروتی معجزه وار آورد گذاشت روی سرم! یک تو محصول شرکت شریف میکاسا! روزهای کسل ناک و بی حوصله نوجوانی ما را یک عمه از ریل و روال خارج کرد…